تبليغاتX
چاله‌ی خواب‌آلود - درباره‌ی عروسک‌ساز مریم صابری

سال‌ها پیش در زمان ریاست‌جمهوری خاتمی ـ که حالا آن روزها به نظرم خیلی دورند! ـ سیدابراهیم نبوی توی مقدمه‌ی کتابی در مورد پینک‌فلوید نوشته بود: «بخشی از علاقه‌ی من به دوم خرداد از این روست که پس از استقرار دموکراسی در ایران می‌توان کتاب‌هایی در مورد پینک‌فلوید منتشر کرد...» مدتی‌ست که «استقرار دموکراسی» که هیچ! نه استقرار داریم و نه دموکراسی! انتشار آزاد ادبیات هم تبدیل به آرزویی فراتر از تصور شده است. در چنین فضایی جای خوش‌وقتی است که روزنه‌ای مجازی باز شود و ما سر توی مانیتور فرو ببریم و یک نفس عمیق بکشیم! از سیدرضا شکراللهی و انسان‌های دیگری که در روند صعودی قیمت دلار و تحریم‌های بین‌المللی و سایه‌ی ترسناک جنگ این آرزوی ما را کمی تا قسمتی دارند برآورده می‌کنند! دست مریزاد و خسته نباشید به آن‌ها.

 

رمان «عروسک‌ساز» از نظر من بیشتر از هر چیز ادبیات مکاشفه است. مکاشفه در محدوده‌ی کوچکی مثل یک خانه با چند تا اتاق. اتاق‌هایی که هر کدام روح دارند و نفس می‌کشند. اتاق‌هایی که فقط یک مکعب برای زنده ماندن نیستند و هر کدام محملی برای شناخت دنیا و دیگران و خود هستند. مکاشفه در عروسک‌های دست‌ساز که هر کدام حتی اگر به ضرورت کسب درآمد یک زن خانه‌دار ساخته شده باشند حتماً حامل دغدغه‌هایی هستند. مکاشفه در باب پتو. مکاشفه در باب پسرها یا دخترها. از همین مکاشفه‌های کوچکی که می‌توانند برای هر کدام از ما یک دنیای خصوصی و شخصی درست کنند.

می‌توان گفت که «عروسک‌ساز» برای جلب مخاطب و لذت او همین مکاشفه‌های لذت‌بخش را که با زبانی بدون ملاحظه و بی‌ترس ساخته شده است دارد. اما در نظر من این برای کامل شدن یک رمان کافی نیست. شاید برای یک داستان کوتاه کافی باشد اما برای رمان نه. برای رمان ساختار دقیق‌تری لازم است که مخاطب را به اوج لذت زیبایی‌شناختی داستان ببرد. این خصلت را «عروسک‌ساز» ندارد.

راوی عروسک‌ساز در فصل اول دنیای شخصی خود را برای ما می‌سازد. همان‌طور که در فصل دوم و همان‌طور که در فصل سوم! البته که جذابیت دارد. راوی چنان نگاه متفاوت و خلاقی دارد که به هر چه نگاه کند (روایت کند) آن را جذاب و نو می‌کند. اما این جذابیت دیگر در فصل سوم (آخر) کم می‌شود و سوسو می‌زند. و این دقیقاً از همان می‌آید که اتفاقات رمان سیر منطقی و اوج‌گیرنده‌ای ندارد. همه‌چیز شخصیت راوی است و پرسه‌زنی راوی به درون اشیاء و آدم‌ها.

به نظر من اگر مریم صابری با یک دیدِ از بالا و کلی‌نگر جزئیات رمانش را جمع و جورتر می‌کرد و حتی به سود کلیت رمان بعضی از قسمت‌ها را حذف می‌کرد و یا به صورت دیگری می‌چید و در کل به رمانش ساختار روایی منظم‌تری می‌داد کار بسیار بهتری از آب در می‌آمد. در آن صورت رمان «عروسک‌ساز» می‌توانست یک استعاره‌ی کامل باشد از زندگی. اما الان استعاره‌ای و مکاشفه‌ای نیمه‌کاره است. به همین خاطر اگر رمان پایان بهتری داشت تأثیر بیشتری می‌گذاشت. در آن صورت می‌شد ما مخاطبان زندگی خودمان را تمام و کمال توی این استعاره بگذاریم و از خروجی آن هم‌زمان با به پایان رساندن رمان لذتی بسیار بیشتر ببریم و به سطح جدیدی از آگاهی برسیم.

اما با تمام این حرف‌ها رمان مریم صابری با زبان موشکاف و خلاقی که دارد و با روحیه‌ی نترس و بی‌ملاحظه به تمام روابط و اشیاء و مکان‌های کلیشه‌ای رنگ و طعمی جدید می‌دهد و این البته کار کمی نیست. منتظر و پیگیر داستان‌های بعدی این نویسنده‌ی خلاق هستم.

× دانلود عروسک‌ساز. فراموش نکنید که در صورت دانلود مبلغ عادلانه‌ای برای این رمان و برای حمایت از انتشار آزاد ادبیات (شماره‌ی عابربانک ۴۸۸۵ ۳۸۷۲ ۱۲۱۱ ۶۲۷۴ به نام مریم صابری) واریز کنید تا به نویسنده و ناشر روحیه‌ی خوبی برای ادامه‌ی کار بدهد.

پی‌نوشت: لازم است اضافه کنم که «عروسک‌ساز» یکی از رمان‌هایی است که حداقل به من ارزشِ رفتن به راه شخصی و داستان گفتن را فقط و فقط به انگیزه‌ی لذت بردن از روایت‌گری یادآوری کرد. یادآوری اهمیتِ گردآوری تمام چیزهایی که دوست داریم یا نسبت به آن‌ها دغدغه‌ی شخصی (نگرانی یا...) داریم. فارغ از اینکه چقدر برای دیگران مهم باشد یا نباشد. تمام انتقادهای من هم از آنجا می‌آید که دلم می‌خواست عیشی که با خواندن این رمان داشتم کامل باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 18:44  توسط اشکان نیری |